عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
596
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شاد كن از من . وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ - نام خداى را عرضه مسازيد سوگندان خويش را أَنْ تَبَرُّوا كه با كس نيكويى كنيد ، وَ تَتَّقُوا و از بخل بپرهيزيد وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ و ميان مردمان آشتى سازيد ، وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 224 خداى شنواست سوگندان شما را دانا است به قصد و نيت شما در آن سوگند . لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ - نگيرد خداى شما را بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ بلغو سوگندان شما ، وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ لكن شما را كه گيرد به آن گيرد كه دل شما آهنگ سوگند كرد و در آن سوگند كه به زبان گفت در دل عزيمت و عقد داشت وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ و خداى آمرزگار و بردبارست . النوبة الثانية : - قوله تعالى : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ - مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت - يا رسول اللَّه ! زنان را در حال حيض نزديكى كنيم و پاسيم « 1 » يا نه ؟ كه بگذاريم ايشان را در وقت حيض و نپاسيم ؟ آيت آمد - وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً ، فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ حيض و محيض يكى است ، همچون كيل و مكيل و عيش و معيش . و معنى حيض رفتن خون است ، يعنى آن دم معروف سياه رنگ ، بحرانى كه از قعر رحم برآمد ، كمينه آن يك شبانروزست و مهينه پانزده شبانروز ، و غالب آن شش يا هفت روز است ، و هر چه نه از قعر رحم بيامد و نه سياه رنگ بود آن را - دم استحاضه - گويند . و احكام حيض در آن نرود . روى - ان فاطمة بنت ابى حبيش قالت لرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : « انى مستحاض أ فأدع الصلاة ؟ فقال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : - ان دم الحيض اسود يعرف ، فاذا كان كذلك فامسكى عن الصلاة ، و اذا كان الآخر فتوضئ و صلى فانما هو عرق . » فاطمة بنت ابى حبيش گفت - يا رسول اللَّه من زنى مستحاضهام نماز بگذارم در حال استحاضه يا نه ؟ رسول خدا گفت - دم حيض دم سياه است معروف
--> ( 1 ) كذا فى نسخة الف . باشيم ، فى نسخة ج .